جنگ ایران دیگر صرفاً یک بحران ژئوپلیتیک در خاورمیانه نیست؛ بلکه به صحنهای برای سنجش آینده نظم مالی جهان تبدیل شده است. در حالی که واشنگتن تلاش میکند با تحریمهای ثانویه، کنترل خود بر تجارت جهانی انرژی را حفظ کند، چین آرام و حسابشده در حال ساختن معماری مالی و حقوقی تازهای است که میتواند سلطه چند دههای دلار را به چالش بکشد. آنچه امروز میان تهران، پکن و واشنگتن جریان دارد، بیش از یک تقابل سیاسی، نبردی بر سر آینده اقتصاد جهانی است.
پکن از موضع دفاعی خارج میشود
در سالهای گذشته، چین معمولاً در برابر تحریمهای فرامرزی آمریکا موضعی تدافعی داشت؛ اما فرمانهای جدید شورای دولتی چین در آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد پکن وارد مرحله تازهای شده است. مقررات تازه درباره امنیت زنجیره تأمین و مقابله با صلاحیت فرامرزی خارجی، عملاً چارچوبی ضدتحریمی ایجاد کرده که به چین اجازه میدهد علیه شرکتها، دولتها و نهادهایی که تحریمهای آمریکا را اجرا میکنند، واکنش حقوقی و اقتصادی نشان دهد.
این تغییر صرفاً جنبه نمادین ندارد. پکن اکنون میکوشد به شرکتهای چینی، بانکها و حتی بازیگران بینالمللی این پیام را بدهد که تبعیت از تحریمهای واشنگتن میتواند هزینههایی در بازار چین داشته باشد. به بیان دیگر، چین در حال تبدیل کردن قدرت تجاری خود به ابزاری بازدارنده در برابر فشارهای آمریکا است.
ایران؛ قلب اقتصاد موازی تحریمها
در مرکز این تحول، ایران قرار گرفته است. تحریمهای گسترده آمریکا طی سالهای اخیر تهران را به سمت ایجاد شبکههای مالی غیررسمی، تجارت تهاتری و همکاری عمیقتر با چین سوق داده است. اکنون بخش مهمی از صادرات نفت ایران از مسیرهایی انجام میشود که خارج از نظام بانکی غرب قرار دارند؛ از ناوگان موسوم به «کشتیهای سایه» گرفته تا شبکه شرکتهای پوششی در هنگکنگ، دبی و سنگاپور.
در مقابل نفت ایران، چین نهتنها یوان پرداخت میکند، بلکه پروژههای زیرساختی، پالایشگاهی و حملونقلی را نیز تأمین مالی میکند. این مدل، نوعی «اقتصاد موازی تحریمها» ساخته که در آن تجارت بدون عبور از دلار و سوئیفت انجام میشود. اهمیت این روند زمانی بیشتر میشود که حتی برخی مؤسسات مالی غربی، از جمله دویچهبانک، از احتمال ظهور «پترویوان» سخن میگویند؛ مفهومی که میتواند جایگاه تاریخی پترو دلار را تضعیف کند.
گلوگاههای دریایی به میدان تقابل تبدیل شدهاند
همزمان، نبرد اقتصادی میان آمریکا و چین به دریاها کشیده شده است. فشار واشنگتن بر پاناما برای محدود کردن نفوذ شرکت هنگکنگی CK Hutchison در کانال پاناما، بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل مسیرهای حیاتی تجارت جهانی ارزیابی میشود. آمریکا دریافته که تحریمها بدون تسلط بر زیرساختهای حملونقل و بنادر، کارایی پیشین خود را ندارند.
در مقابل، چین نیز با توسعه شبکههای حملونقل، ناوگان سایه و سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی خود موسوم به CIPS، در حال ایجاد مسیرهای جایگزین است. این روند به تدریج وابستگی کشورها به زیرساخت مالی غرب را کاهش میدهد و امکان تجارت خارج از مدار دلار را فراهم میکند.
آغاز نظم مالی چندقطبی؟
هنوز برای اعلام پایان سلطه دلار زود است. دلار همچنان ستون اصلی تجارت و ذخایر ارزی جهان محسوب میشود. اما تحولات اخیر نشان میدهد که نظام مالی بینالمللی وارد مرحلهای از چندقطبی شدن شده است؛ مرحلهای که در آن چین تلاش میکند از قدرت صنعتی، تجاری و مالی خود برای ساختن نظمی موازی استفاده کند.
جنگ ایران شاید نخستین بحران بزرگی باشد که این نظم جدید را بهصورت ملموس آشکار کرده است؛ نظمی که در آن تحریمهای آمریکا دیگر همان کارایی مطلق گذشته را ندارند و بازیگران بزرگی مانند چین آمادهاند هزینه مقابله با واشنگتن را بپذیرند.





نظر شما